جایگاه سبک زندگی اسلامی در جامعه کجاست؟

ابوالفضل رضایی- چند روز پیش گزارشی از یک خانواده مستمند و فقیر در شهر تهران روی پایگاه خبری دانا منتشر شد که دل هر انسانی را به درد می آورد. زندگی سه نفر در سه متر راه آن هم در خیابان بدون هیچ گونه وسیله گرم کننده در این سرمای طاقت فرسای زمستان. خانواده ای که حتی یک وسیله جهت پخت و پز ندارد و فقط می توانند از خوارکی هایی که نیاز به پختن ندارد مصرف کنند.

وجود چنین اوضاعی در پایتخت کشور در حالی است که در چند صد متر آن طرف تر هزینه ای که در ماه برای یک سگ می شود از هزینه یک سال یک خانواده بیشتر است و یا یک بازیکن فوتبال کشور ما که کارش صرفا فوتبال بازی کردن است در آمد میلیاردی دارد و باز هم ناشکر است که این مبلغ کم است. یکی از دلایلش بگفته خودش این است که وی می خواهد ماهیانه 15 میلیون تومان خرج لباس و کفش کند و یا ساعت 10 میلیون تومانی که 90 درصد جامعه شاید نتوانند در طول زندگیشان حتی از نزدیک ببینند بخرد. شاید برخی بگویند هر کس صاحب اموال خویش است و می تواند در هر راهی خرج کند اما چند نکته در خصوص زندگی اسلامی که خود را مقید به مسلمان بودن می دانیم وجود دارد که مرور آن ها خالی از لطف نیست.

اولین بحثی که در این خصوص می توان مطرح کرد کمک به فقرا و نیازمندان است که شیوه و رفتار ائمه معصومین (ع) بوده است. دین ما اسلام است و دم از دینی می زنیم که مقتدای آن پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار هستند. راستی چقدر به گفتار ایشان توجه کرده ایم. پیامبر اکرم (ص) در خصوص گرسنه بودن همسایه فرمودند: «لا یَشْبَعُ الْمُؤْمِنُ دُونَ جارِهِ؛ نباید مؤمن بدون همسایه اش سیر شود و در جایی دیگر می فرمایند: «ما آمَنَ بی مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ قالَ وَ ما مِنْ اَهْلِ قَرْیَةٍ یَبیتُ وَ فیهِمْ جائِعٌ یَنْظُرُ اللّهُ اِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقیامَةِ؛ به من ایمان نیاورده است کسی که سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد‌ و نیز فرمود: اهل قریه ای که [سیر ] بخوابد، در حالی که در بین آنها گرسنه ای [خوابیده] است، خداوند به آنها در روز قیامت نظر [رحمت] نمی‌کند‌». در باب ائمه معصومین نیز نقل های بسیار وجود دارد که ایشان شب ها و در دل تاریکی شب به خانه فقرا سر می زدند و به احوال آنها رسیدگی می کردند.

دومین بحث در این خصوص را می توان بحث اسراف بیان کرد. دین اسلام، آیین زندگی انسان ها و احکام و دستوراتش برای سعادت و خوشبختی انسان و جامعه بشری است. اسلام برای همه زوایای زندگی بشر برنامه دارد و تعادل در همه امور را به پیروان خود توصیه می نماید. اسراف یعنی زیاده روی و تجاوز که متضاد آن قصد و میانه روی می‌باشد. و حدود آن را گناهان و محرّمات شرعی، حکم عقل و معیارهای عقلی و عرف جامعه تعیین می کند. قرآن کریم اسراف کاران را برادران شیطان خوانده است؛ برادران شیطان که همان اسراف­کاران اند، رفتارهای متعددی دارند و در هر موقعیتی به گونه­های مختلف بروز می­کنند. کسانی که با آگاهی و از روی عمد به اسراف می­پردازند، با شیطان همراه اند. کسی که در بیت المال، عمر، هزینه زندگی با آگاهی و علم اسراف می­کند، از پرتو معارف دینی بدور است و نمی­تواند به صراط مستقیم که رهروانش در پناه لطف الاهی هستند، هدایت شود. اسراف کردن همچنین عواقبی از قبیل: زیان های جسمی، خشم خداوند، کاهش برکات، محرومیت از هدایت، فقر، هلاکت و ... را به دنبال دارد که همگی در قرآن آمده است.


نکته بعدی را می توان از بین رفتن جایگاه پس انداز و رزق در زندگی سبک اسلامی عنوان کرد. در نظام غربی خدا مرده است و خداوند در زندگی عادی مردم جایگاهی ندارد و بنای اقتصاد غرب بر فرد، فارغ از خدا بناشده است حال آنکه شالکه تمامی اجزاء زندگی اسلامی متاثر از خداوند و وابسته به اراده و تجلی خداوند است. مساله پس انداز یکی از اختلافات موجود در اقتصاد غربی و اقتصاد اسلامی است، که از سبک زندگی اسلامی و غربی نیز نشات می‌گیرد. اساسا تقسیم درامد انسان به پس انداز و مصرف و به عبارتی تقابل میان پس انداز و مصرف از نخستین تفاوت ها در میان اسلام و غرب در مساله مصارف و سبک مصرف مردم می‌باشد. مطابق با نگاه اسلامی بسیاری از مصارف به عنوان پس اندازی برای انسان به شمار می‌آیند مثل صدقه، خمس، زکات، نذورات و … و بسیاری از پس اندازها از رزق و روزی انسان کم می‌کند مثل کنز مال و یا عدم پرداخت خمس و … . این سخن نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی با وجود آنکه تفاوت میان مصرف کردن و ذخیره پول و درامد می‌باشد اما تقابلی میان این دو نمی‌باشد.

در مجموع باید بیان کرد که سبک زندگی اسلامی اثرات بسیاری در زندگی انسان دارد و می‌تواند شاکله اقتصاد اسلامی را تعیین کند و موجب رشد و اجرایی شدن اهداف گسترده نظام اسلامی بشود. سبک زندگی اسلامی با تصحیح رفتارها و الگوهای حاکم بر زندگی اسلامی موجب می‌شود تا زمینه های پذیرش احکام اسلامی گسترده شود و نوع رفتارها و کنش های اقتصادی و اجتماعی مردم در قبال مسایل مختلف نیز تغییر کند و در عین حال معنای متفاوتی به علومی اسلامی و انسانی بدهد. سبک زندگی غربی هم اکنون ساختارهای علوم انسانی واجتماعی را متاثر کرده است از این رو سبک زندگی اسلامی نیز می‌تواند ساختار علوم اسلامی و انسانی را نیز متحول کند.

مطالب گفته شده در بالا بخش کوچکی از نکات فراموش شده در زندگی اسلامی است که امروز مردم ما با آن ها رو به رو هستند. اگر فوتبالیسی که بخاطر صرفا یک بازی فوتبال که شاید خیلی از افراد جهت تفریح انجام می دهند در آمد میلیاردی دارد کمی به بحث اسراف توجه کند می فهمد که چنین ولخرجی هایی با زندگی سبک اسلامی هیچ تشابهی ندارد و به جای آن می توان فقیری که در صد متری اوست و جایی حتی برای خوابیدن که از اولین نیاز های بشری است ندارد را از این بی خانمانی نجات داد. در آمدهای سرشاری که از بیت المال نصیب این افراد می شود واقعا بی انصافی است که در گوشه ای یک نفر بخاطر گرسنگی با مرگ دست و پنجه نرم کند و دیگری از بیت المالی که مربوط به تمام مردم است پول های میلیاردی به جیب بزند و در بازی تیم ملی همه ارزشهای یک کشور را زیر پا بگذارد و به مربی تیم ملی ناسزا بگوید.

بی‌گمان  علی (ع) بیش از سینه‌زن، رهرو می‌خواهد؛ رهروانی که منششان هر بی‌خدایی را عاشق مکتب علی (ع) کند و بدین شکل شیعه قلب جهانیان را فتح کند. ای کاش قدری به زندگی خودمان و اطرافمان توجه کنیم و ببینیم چقدر به ارزشهای دینی و دستورات قرآن و اهل بیت گوش فرا می دهیم و چقدر به آن ها عمل می کنیم.

مطهری بصیرت خود را  زیاد کند

سخنان آقای مطهری نسجیده است و وی باید در افکار خود تجدید نظر کند. بعد از برملا شدن ماهیت پلید فتنه 88 و سران آن دیگر جای هیچ دفاعی از این افراد باقی نمانده است و دفاع از این افراد کاری بیهوده و لغو است.

 مقام معظم رهبری در تجلیل از قیام 9 دی گفتند، دست خدا بود و به نظر می رسد که باید در ولایی بودن و گوش به فرمان رهبری داشتن آقای مطهری تجدید نظر شود.

 اگر فردی به اندازه یک کودک بصیرت داشته باشد می داند که بهانه هایی چون تقلب که سران فتنه آن ها را پیراهن عثمان کردند تا به اصل نظام ضربه بزنند چیزی جز یک برنامه از پیش برنامه ریزی شده توسط غرب نمی باشد که سران فتنه مجری آن در کشور بودند و دفاع از این افراد خود فروخته توسط آقای مطهری چیزی جز بی بصیرتی وی یا عناد وی با اصل نظام نمی باشد.

7صفر سالروز شهادت امام حسن(ع) است نه ولادت امام کاظم(ع)

در حالی که فردا هفتم صفر در تقویم‌ها به عنوان سالروز میلاد امام کاظم(ع) ثبت شده و سال هاست این روز به این عنوان بزرگ داشته می شود، برخی نقل‌های تاریخی قوی‌تر از شهادت امام حسن مجتبی(ع) در این روز خبر داده‌اند به گونه‌ای که شیعیان جهان نیز مطابق با این نقل در هفتم صفر به عزاداری می‌پردازند.

یک کارشناس مذهبی در این خصوص می‌گوید: طبق نقل معتبرتر، هفتم صفر سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) است که از زمان صفویه سالروز شهادت ایشان به ۲۸ صفر انتقال یافت.

اختلاف نظر درباره هفتم صفر

حجت الاسلام یوسفی غروی از محققان تاریخ اسلام حوزه علمیه قم با بیان این که تمام شیعیان در دنیا به غیر ایران هفتم صفر را به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) عزاداری می کنند، می‌گوید: «در کشور ما این روز به عنوان سالروز میلاد امام هفتم(ع) تبریک گفته می شود در حالی که در کل عالم اسلام، شیعیان در این روز عزادار هستند.

ناراحتی شیعیان جهان از شیعیان ایران

او ادامه داده است: من در سفرهای تبلیغی که به کشورهای مختلف اروپایی، آسیایی و حاشیه خلیج فارس داشته ام، دریافتم که شیعیان این مناطق از این مسئله ناراحت هستند و اعتراض می کردند که چرا وقتی همه ما در عزا هستیم ایران این روز را جشن می گیرد و تبریک می گوید.

در تاریخ روایتی مبنی بر شهادت امام حسن مجتبی(ع) در هفتم صفر وجود دارد که از زمان صفویه تصمیم گرفته شد این روایت به ۲۸ صفر منتقل شود تا در این روز دو مناسبت رحلت رسول ا...(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و در ۲۹ صفر هم شهادت امام رضا(ع) واقع شود.

این کارشناس مذهبی می‌گوید: این مسئله در عصر صفویه ترویج شد که برخلاف واقعیت های تاریخی است٬ به همین دلیل تمام شیعیان به غیر از شیعیان ایران در روز هفتم صفر به عزاداری می پردازند.

لانه جاسوسی ! نه سفارتخانه

سفارت خانه نمایندگی دائم یا موقت یک کشور در کشوری دیگر می باشد.گاهی محل اقامت سفیر یا نمایندگان دولت‌های خارجی در داخل سفارت آن کشور قرار دارد و بر طبق "قرارداد وین درباره روابط سیاسی"  سفارت خانه ها، بایگانی، اسناد این مکان ها و همچنین محل اقامت ماموران از مصونیت سیاسی برخوردارند. این بدان معناست که کشور میزبان کلیه تدابیر لازم جهت محافظت از اماکن دیپلماتیک در برابر تجاوز و خرابکاری را اتخاذ نماید و حافظ امنیت آنان باشد. این اصل کلی یک سفارت خانه در کشور غیر می باشد و همانگونه که بیان شد در صورتی که کشوری سفارتخانه ای را در کشور دیگری ایجاد نماید محافظت از این مکان به عهده نیروهای کشور میزبان است . اما این کار تا کی انجام می شود؟

روابط بین ایران و آمریکا در حد سفیر بین دو کشور در سال ۱۹۴۴ برقرار شد و دو کشور اقدام به تاسیس سفارتخانه نمودند. در 13 آبان ماه سال 1358 عده ای از دانشجویان پیرو خط امام خمینی(ره) سفارتخانه آمریکا را به تصرف درآوردند و گرچه در همین مدت کوتاه اسناد زیادی توسط نیروهای سفارت سوزانده شد ولی با این حال اسناد و مدارک زیادی بعد از این تصرف بدست آمد که گواه بسیاری از سؤالاتی است که شاید هنوز بعد از گذشت 34 سال بتوان به آنها پاسخ گفت.

بعد از این ماجرا نام سفارتخانه آمریکا در ایران به لانه جاسوسی تغییر پیدا کرد که نهادن نام لانه جاسوسي براي شعبه اي از كاخ شيطان در ايران زمين، نامي بدون پشتوانه و دليل نبود؛ وقتي تناسب اين نام با آن سفارتخانه ظاهري روشن گشت كه مكتوبات و اسنادي از اين جاسوسخانه بدست آمد كه بيش از هر تحليلي بيانگر لياقت نام لانه جاسوسي براي آنجا بود.

دانشجويان پيرو خط امام با انتشار اطلاعيه‌هاي افشاگرانه اي سعي در روشن ساختن ماهيت اين لانه شيطان و جاسوسان آن داشتند؛ تا جايي كه عدد اين اطلاعيه ها به بيست رسيد. پس از اطلاعيه‌هاي افشاگرانه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، كار ترجمه و انتشار تمامي اين اسناد آغاز شد، كه در نهايت اين اسناد در 11 جلد چند صد صفحه اي جمع آوري شد؛ اين‌ها تنها معدود اسنادي از اين جاسوسخانه بود كه قابليت بازيافت و خواندن پيدا كرده بود؛ چرا كه به گفته دانشجويان پيرو خط امام تمامی اسناد مهم در سفارت متمرکز و طبقه بندی شده بود و در حین اشغال سفارت کارکنان مزدور در سفارت توانستند طبق برنامه از قبل تعیین شده با استفاده از دستگاههای برش و خرد کننده کاغذ، پرونده‌ها وحافظه‌ها و نوارهای کامپیوتری را از بین ببرند که بقایای غیرقابل استفاده آنها به صورت خرده کاغذ و کاغذ رشته رشته شده موجود است.

امام خميني (ره) می فرمایند: دنيا بداند كه هر گرفتارى كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند، از اجانب است؛ از امريكاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از امريكا خصوصاً متنفر است. بدبختى دوَل اسلامى از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست. اجانبند كه مخازن پر قيمت زيرزمينى ما را به يغما برده و مى‏برند. انگليس است كه ساليان دراز طلاى سياه ما را با بهاى ناچيز برده و مى‏برد. اجانبند كه كشور عزيز ما را اشغال كرده و بدون مجوز از سه طرف به آن حمله كرده و سربازان ما را از پا در آوردند. ديروز ممالك اسلامى به چنگال انگليس و عمال آن مبتلا بودند؛ امروز به چنگال امريكا و عمال آن. امريكاست كه از اسرائيل و هواداران آن پشتيبانى میكند.

از اسناد بدست آمده در لانه جاسوسی بعد از انقلاب می توان دریافت که تمامی اقدامات و کارهای آمریکاییها در لانه جاسوسی بر ضد مصالح انقلاب بوده است و در انقلاب چه قبل از آن و چه بعد از آن در صدد جلوگیری شکل گیری انقلاب بوده اند. جای آن نیست که اسناد نوشته شود ولی می توان با مراجعه به  کتاب 11 جلدی اسناد منتشر شده به ماهیت این اسناد پی برد.

حال با این دید که یک سفارت خانه باید کارهای دیپلماتیک انجام دهد و سفارتخانه ای که در آن نقشه های شوم جهت براندازی انقلاب کشیده می شود تفاوت آشکاری وجود دارد و نام لانه جاسوسی به نام خوبی برای این سفارتخانه شیطان است که بر آن نهاده شد.

آری13 آبان سال 1358 سرآغاز گرايش و تحولي نوين و شگرف در تاريخ انقلاب اسلامي ايران است چرا که در 13 آبان 1358 دانشجويان پيرو خط امام براي پاسداري از انقلاب اسلامي رسالت تاريخي خود را انجام دادند و با تسخير قهرمانانه لانه جاسوسي آمريکا چهره ددمنشانه ابر قدرت پوشالي را بر همگان آشکار ساختند و به تعبير امام (ره) انقلابي بزرگتر از انقلاب اول در صحنه رقم زدند. 13 آبان سال 1358 نه تنها انهدام لانه جاسوسي شيطان بزرگ و افشاي عوامل اطلاعاتي، جاسوسي ونفوذي آن را در پي داشت بلکه امواج پرتلاطم آن منجر به سقوط دولت غير همراه با رهبري و مردم و افزايش دامنه شور انقلابي وکينه مقدس مردم ايران و طنين انداز شدن فرياد حقانيت انقلاب و نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران در اقصي نقاط جهان گرديد.
13 آبان سال 1358 برگ زيني از مقاومت و ايستادگي ملت ايران در برابر آمريکا است که از درخشش خيره کننده و عبرت آموزي برخوردار است. درخشش اين روز، از آن جهت است که ملت ايران توانست به واسطه حرکت آگاهانه و مدبرانه فرزندان و پيشگامان دانشجوي خود، ابهت و هيمنه پوشالي آمريکا را زير پاي اقتدار خويش، خرد کند و عبرت آموز براي سردمداران کاخ سفيد واذناب آنها درکشورهاي غربي که از هيچ دسيسه و شرارتي جهت شکستن مقاومت ايران دريغ نورزيده و به تکرار دخالتها و جنايتهاي خود در ديگر کشورها ادامه مي دهند.
تسخير لانه جاسوسي آمريکا در ايران نه تنها توطئه هاي بعدي عليه انقلاب را با شکست مواجه کرد بلکه ضربه سختي به اقدامات ضد مردمي و عمليات جاسوسي آمريکا به ويژه در منطقه وارد کرد و ابهت ساختگي اين کشور را در هم شکست.

امروز نیز با گذشت 34 سال چیزی عوض نشده و گرگ درنده همان گرگ است و خوی آن هیچ گاه عوض نمی شود. همانطور که رهبر معظم انقلاب گفتند: شعار مرگ بر آمریکا مخلوق ملت ایران است بار دیگر این شعار را با جان و دل سر می دهیم و آن را نه تنها مانعی جهت انجام مذاکرات نمی بینیم بلکه آن را سرمایه ای جهت پیشبرد اهداف خود می دانیم.

ریش گرو گذاشتن رفسنجانی برای رفع حصر موسوی و کروبی

از مدتی قبل تلاش های جریان غرب و فتنه گران داخلی و خارجی برای رفع حصر سران فتنه تشدید و پیگیری می شود.

اخیرا رسانه های غربی مدعی شده اند که اکبر هاشمی رفسنجانی دیداری را را با برخی مسئولان ارشد نظام داشته است و در آن مذاکراتی را در موضوع رفع حصر سران فتنه مطرح کرده است.

هاشمی رفسنجانی در این دیدارها مدعی شده که بیماری سران فتنه مهم است و سعی کرده است با ارائه مدارک پزشکی که به همراه داشته است ادامه حصر سران فتنه برای نظام ضرر خواهد داشت.

شکل دادن فشارهای غرب برای رفع حصر سران فتنه در نشست چند ماه قبل پراگ نیز مطرح شده بود و اردشیر امیر ارجمند نیز از توافقات لازم برای ایراد فشار به نظام برای آزادی سران فتنه و کلید زدن دور جدید فتنه انگیزی ها سخن به میان آورد با بیانیه فرزندان موسوی و کروبی شکل عملیاتی به خود گرفت.

در این زمینه فرزندان موسوی و کروبی در نامه ای با مظلوم خواندن والدین خود خواستار رفع حصر آنان شدند.

فرزندان موسوی و کروبی در بیانیه خود، همچنین تلاش کردند تا در این بیانیه کدهایی را به منظور نقض حقوق بشر در ایران برای احمد شهید مطرح کرده و تلاش های لازم را برای بیانیه حقوق بشری علیه ایران ساماندهی کنند.

به موازات این بیانیه، عبد الله نوری نیز در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران خواستار بسیج اصلاح طلبان برای تلاش جهت رفع حصر موسوی و کروبی شد.

حسن روحانی نیز در زمان تبلیغات انتخاباتی خود در پاسخ به سئوالی درباره رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی با تاکید بر این که ریشه همه مسائل به خروج کشور از فضای امنیتی بستگی دارد، گفته بود: برای این موضوع مقدماتی لازم است.

این تلاش های هاشمی رفسنجانی در حالی است که حجت الاسلام مصلحی وزیر سابق اطلاعات اردیبهشت ماه بدون نام بردن از هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی، با بیان اینکه کسی که جزو سران فتنه بوده و نظام مانند دو تن دیگر او را محصور نکرده امروز امر بر او اشتباه نشود، گفت: کسی که خود را پیشگوی حوادث 88 عنوان می کند و می گوید "من گفتم، من بیانیه دادم" در حقیقت پیشگویی نکرده است، ما اطلاعات دقیقی داریم که این آقا در فتنه دست داشته است .

منبع/شیرازه

‍‌‌سریال سلطان و شبانِ اقتصادِ ایران تمامی ندارد؟

چند سالیست که هوای اقتصاد کشور ابری است و کمیاب شدن و حتی نایاب شدن اجناس مختلف در بازار برای مردم عادی می شود. یک روز پودر لباس شویی کمیاب می شود و قیمتش سر به فلک می کشد، روز دیگر نوبت روغن است که از قفسه بقالی ها حذف شود، روز بعد صحبت از گرانی و کمبود داروست و حالا کره به جمع کالاهای نایاب پیوسته و فردا روز نوبت چیز دیگری است.

گرانی‌های افسار گسیخته‌ و نایاب شدن کالاهای اساسی در سالیان اخیر ، مردم را نگران و افزایش سریالی قیمت ها در سبد معیشت خانوار در چند سال اخیر باعث کاهش قدرت خرید مردم به خصوص اقشار ضعیف جامعه شده است.

افزایش ناگهانی قیمت تخم مرغ در روزهای اخیر به هر دلیلی که بود حسابی حاشیه ساز شد و این بار نیز به رسم هر ساله داستان افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ به نوعی تکرار شد، تخم مرغی که در بعضی کشورها از آن به عنوان توپ بیلیارد استفاده می شود، حالا در ایران دست نیافتنی شده است.


گرانی و تورم در همه جای دنیا وجود دارد اما به این صورت که در جامعه ما مشاهده می شود، نیست. به راستی مسبب این همه گرانی چیست و کیست؟ چرا وقتی در این خصوص از برخی مسئولان سئوال می شود، برخی از عمق فاجعه صحبت می کنند و عده ای نیز می خواهند وضعیت را طوری جلوه دهند که گویی همه چیز آرام است.

این توجیه پذیرفتنی است که بخشی از گرانی ها و کمبودها مربوط به تورم جهانی و تحریم است، اما شاید بخش اعظم آن مربوط به احتکار فرصت طلبان، سلاطین اقتصادی، برنامه های غیر کارشناسی و ناکارآمد اقتصادی و سوء مدیریت و بی توجهی برخی مسئولان باشد.

مقابله قانونمند با گراني افسارگسيخته برخي از كالاها و خدمات مورد نياز مردم را مي توان از جمله اين مسئوليت هاي تقريباً فراموش شده و يا به حاشيه رفته تلقي كرد.

اما شاید دردناک ترین عامل در بین عوامل گرانی وجود شبکه ای از سلاطین اقتصادی در کشور است. متأسفانه چندی است در همه موارد، صحبت از دستهای پشت پرده و سلطان گرانی و مانند آن می‌شود. معلوم نیست چرا این سلطان‌ها، نامرئی باقی‌مانده‌اند؟ چرا کسی جرات و توان پایین کشیدن آنها از عرش به فرش را ندارد؟

سلاطینی از قبیل سلطان شکر، سلطان موبایل، سلطان موز و اخیرا سلطان گوشت که نه تنها در نظام اقتصادی بلکه در نظام اداری و حتی سیاسی کشور نفوذ و رسوخ یافته و کاملا برآنند تا چرخه اقتصادی کشور را کاملا در دست گیرند.

به عنوان مثال، یکی از نماینده های مجلس سال گذشته در مصاحبه با یکی از رسانه‌ها، موضوعات جالبی را درباره سلطان واردات گوشت مطرح کرده است:
«هویت سلطان گوشت ایران برای همه کاملاً مشخص است. این فرد کسی است که اکنون کنجاله‌هایش در کشتی و روی بندر است و اگر بخواهد، می‌تواند یک دقیقه‌ای همه این کنجاله‌ها را وارد کشور کند. این فرد کسی است که بانک مرکزی درباره او به بانک کشاورزی نامه نوشته است، مبنی بر اینکه این پانزده شرکت که وابسته به این شخص، همسر، پسر و دختر وی است، اینقدر بدهی بانکی دارد و با این فرد معامله نکنید؛ اما باز هم با او معامله کردند».

در هر حال، زیاده خواهی و فرصت طلبی عده ای که در حال احیای نسل جدیدی از سلاطین اقتصادی هستند در کنار سایر اخلالگران اقتصادی، وظیفه دولت امید و تدبیر که وجهه همت خود را در سرو سامان بخشی به وضعیت گرانی و تورم قرار داده است، سنگین و سنگین تر می کند.

دولتی که گرچه زمان کوتاهی است که بر سر کار امده، ولی همه اعضای آن، از خود رئیس جمهور تا وزرا همگی می دانند که بخش گسترده ای از نابسمان های اقتصادی نتیجه دست درازی عده ای زالوی اقتصادی است که منفعت خود را در کوچک کردن سفره مردم دیده اند.

واقعیت آن است که دود حاصل از پديده گراني تحمیلی ناشی از برخی دست های پنهان در صورتي كه با آن مقابله جدي نشود، فقط به چشم مردم كم درآمد يعني حاميان پا به ركاب و هميشگي نظام نمي رود، بلكه چشم نظام نيز از اين دود در امان نيست.

«شایسته سالاری» شعاری که نوشته می شود، خوانده نمی شود!

رای مردم به شعارهای اعتدال گرایانه دکتر روحانی حاکی از آن بود که توده مردم از سیاسی کاری و بازی جناح های راست و چپ به ستوه آمده اند. رئیس جمهور هم که به نظر می آمد پیام مردم را به خوبی دریافت کرده است، در اولین کنفرانس خبری گفت: «ما کلید داریم ، داس نداریم، دولت آینده کارآمدی و شایسته سالاری را مبنای کارش قرار می دهد. همه مدیران شایسته ای که در این 8 سال کار کردند از انها استفاده می کنیم البته جز کسانی بدون بلیط و اتوبوسی آمده اند.»

اما فقط اندک زمانی لازم بود تا معنای واقعی کلید و شایسته سالاری را دریابند! اعضای کابینه که به مجلس معرفی شد، نوید تغییرات گسترده حتی فراتر از تغییرات اتوبوسی را داد، تغییراتی دقیقا از جنس اقدامات اصولگرایان و اصلاح طلبان در 16 سال گذشته.
اکنون دولت تدبیر و امید به طور شتابزده ای، داس به دست، مدیران دولت قبلی را به طور کاملا انتقام جویانه درو می کند، اینجا دیگر شایسته سالاری معنا ندارد، فقط کافی است مدیری منتسب به احمدی نژاد باشد تا تلفنی برکنار شود.

باید گفت، دولت دکتر روحانی همان کاری را می کند که خاتمی و در سطوحی احمدی نژاد کردند. تمام کشور را از اغیار خالی کردند، از مدیران ارشد تا آبدارچی ادارات! همه شعار استفاده از نخبگان را سر دادند و در بوقا و کرنا کردند که شایسته سالاری در دولت آنها یک اصل است، اما آن چه اتفاق افتاده و می افتد این است که هیچ بی طرفی در دولت جا ندارد!

فرقی نمی کند که فلان مدیر از چه توانایی برخوردار است یا منشا چه خدماتی بوده، فقط نباید به دولت قبلی منتسب باشد، همه باید یک دست باشند، با این استدلال که یک فرد راستی نمی تواند با چپ کار کند و برعکس! درست در زمانی که کشور نیازمند پرهیز از سیاسی کاری و جناح بندی های ملال آور روزمره هست، پروژه حذف همه دست اندرکاران دولت احمدی نژاد از خوب تا بد آنها به سرعت در حال پیگیری است.

در این بین معلوم نیست جای شایستگان و نخبگان واقعی مستقل کجاست؟ چه زمانی و در چه دولتی می توانند منشا اثر و خدمات باشند؟

باید پذیرفت امروز حزب بازی دستاویزی است که برای توجیه تغییرات اتوبوسی، حزب بازی مصطلح امروزی که صد البته از بارزترين نتايج فقدان احزاب فراگير و توانمند در مجموعه نظام است كه می تواند به كشف استعدادهاي بالقوه کمک کند.

نخبگان و دلسوزان واقعی لاجرم باید در این دوئل سیاسی که نه، بلکه بازی سیاه و سفید، یا سهیم باشند یا در کناری نشسته و تماشاچی دربی بی نتیجه سیاسیون باشند. این نوع عملکرد بازی دو سر باختی است که دود آن تنها به چشم مردم خواهد رفت و از طرفی تابلوي بيروني آن براي نظام به هيچ وجه مناسب نیست.

منبع/شیرازه

یادواره مجازی شهدای شیمیایی از حلبچه تا الغوطه دمشق

به گزارش سایت "حرف تو

مرگ در خیابان ها قدم می زند

کفتار "غرب" به جان شهر افتاده است

پرنده ای مرده بر شاخه های سوخته

سرفه هایی کشنده در گلوی گُر گرفته آسمان

کودکی در آغوش مادرش مانند مجسمه‌ای خشک شده است

کفتارها با دندان هایی وحشی و با چشم هایی حریص و گرسنه دختران جوان را نشانه رفته اند

اینجا الغوطه است شهری در حومه دمشق سوریه؛ اینجا شهر شیمیایی و مسموم است، گویی تاریخ دارد بعد از 26 سال تکرار میشود.

همان سلاح های شیمیایی که سال66 توسط صدام بر سر زنان و کودکان حلبچه فرود آمد، این بار بلای جان مردم بی گناه الغوطه سوریه شده است به طوری که 1300 نفر در این حمله شیمیایی به شهادت رسیدند.

به راستی تا کی باید زنان و کودکان بی گناه توسط تکفیری های آمریکایی صهیونیستی ، قتل عام شود!

تا کی باید جوانان مسلمان در سکوت شیوخ عرب بسوزند! جوانانی که اگر تمام روزهای سال هم برای تک تکشان یاد واره بگیریم باز هم تعدادشان تمام نمی شود.

این بار ما فعالان مجازی ضمن محکوم کردن این اقدام غیر انسانی، یادواره مجازی شهدای شیمیایی از حلبچه تا الغوطه دمشق را برگزار می‌نمائیم.

از تمامی فعالان فضای سایبر خواهشمندیم ضمن بازتاب این یادواره، مطالبی را در محکومیت این حادثه دردناک در وب‌گاه های خود منتشر نمایند و لینک مطلب خود را در قسمت نظرات سایت "حرف تو" ارسال نمایند.

Death walks the streets

Hyena of "West" follows the life of city

Burnt dead bird is on branch

The fatal cough in the hot throat of the sky

A child in arms of her mother like a statue is moveless

Hyenas With wild teeth, greedy and hungry eyes are pointed to the young girls

Here is Ghouta, a town on the outskirts of Damascus, Syria ; Here is a toxic chemical city, it sounds history repeats after 26 years.

Those chemical weapons which landed on women and children in Halabja by Saddam Hossein in 1987, Now are landed on innocent Ghouta's people in a chemical attack that killed 1,300 people.

Indeed, how long should the innocent women and children by the massacre of American-Zionist Takfiris!

How long must the Muslim youth be burned in the silence of Arab sheikhs ! Young people that if we remind them every day of the year, is not enough for them.

And now we as cyberspace activists condemn this inhumane act, and want to hold virtual Memorial for the chemical Martyrs of Halabja and Ghouta.

We invite all Activists of cyberspace to commemorate this memorandum and publish articles about condemning of this tragedy on your site.

وبگاه هایی که در این یادواره شرکت نموده اند:

یافا/ از حلبچه تا الغوطه

وقتی "امر به معروف" نام قدیم "لابی گری" است!

مهندس باهنر که سال‌ها است نماینده مجلس شورای اسلامی است، به خیلی چیزها معروف است. یکی‌اش لابی کردن‌های او برای رد شدن یا تصویب شدن یک طرح، لایحه و یا اصلا یک شخص است. سعید ابوطالب که در مجلس هفتم نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود، همان ایام در یک جمع دانشجویی گفته بود (نقل به مضمون): شما فکر می‌کنید دکتر حداد عادل رئیس مجلس است در حالی که در هنگام رای گیری وقتی دست باهنر بالا می‌رود، دست‌ها بالا می‌روند و وقتی دست او پائین است، دست‌ها پائین است!

اما این قدرت لابی‌گری مهندس باهنر چند هفته قبل، یک صورت شرعی نیز به خود گرفت. جناب مهندس در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت گفته بود: «از کلمه "لابی" در رسانه‌ها ترجمه‌های متفاوتی می‌شود اما اگر بخواهیم از این کلمه استفاده کنیم، ترجمه من از "لابی" این است که اولا هر فردی باید تلاش کند خوب بفهمد و ثانیاً این فهم خود را به دیگران منتقل و آنها را قانع کند که اگر این تعریف را بپذیریم، لابی یعنی امر به معروف و نهی از منکر.»

مهندس باهنر در حالی این تعریف عجیب و البته دینی! از لابی را مطرح می‌کند که لابی کردن معمولا به برخی سازش‌کاری‌ها و دادن امتیازات همراه بوده است. اگر فقط قدرت اقناع مطرح باشد، اتفاقا لابی کردن امری بسیار مطلوب هم هست اما دعوا از جایی شروع می‌شود که این اقناع معمولا با برخی شیوه‌‌های رفتاری غلط و سازش‌کارانه همراه می‌شود و اساسا اقناع از هر طریقی را شامل می‌شود. از این مدل اقناع‌ها این روزها در راهروهای مجلس زیاد شنیده می‌شود.

این روزها به قول برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، راهروهای مجلس محل برای لابی کردن است، لابی‌هایی که قرار است از دل آن‌ها «رای اعتماد» به کابینه پیشنهادی دکتر روحانی در بیاید. دکتر سلیمانی نماینده مردم تهران در مجلس و وزیر اسبق ارتباطات برخی از اقسام این لابی‌ها را بیان داشته که واقعا به دور از شان جمهوری اسلامی ایران است که در راهروهای مجلسش چنین بحث‌هایی مطرح شود. سلیمانی در سرمقاله روزنامه کیهان در روز یکشنبه نوشته است:

«ایشان (وزیر پیشنهادی) هر چه شما گفتید عمل می‌کند»، «او اهل تعامل(یعنی بده و بستان) است»، «من (فرد لابی کننده) قول می‌دهم هر مدیری را خواستید ایشان بگذارد «وزیر پیشنهادی به من (فرد لابی کننده) اختیار داده است به شما اطمینان بدهم حتی معاونین وزیر و مدیران استانی را طبق نظر شما نصب کند»، «ایشان در فتنه نقشی نداشته است»، «اینکه می‌گویند ایشان با سران فتنه همراهی کرده است دروغ است»، «ایشان واگذاری پروژه‌های اقتصادی در استان را با نظر شما انجام می‌دهد»،«ایشان فردی سالم و بدون حاشیه است، و بین کارمندان وزارتخانه بسیار محبوب است» و خلاصه آنچه حسن حساب می‌آید به حساب وزیر بیان می‌کنند و او را از هر عیب و ایرادی مبرا می‌دانند. کاملاً معلوم است که افراد لابی‌گر سازماندهی شده‌اند و تقسیم کار کرده‌اند که با هر نماینده‌ای چگونه و از چه زاویه‌ای صحبت کنند. انسان در کار این جماعت می‌ماند که آیا دلشان برای خودشان می‌طپد یا برای وزیر؟

واقعیت این است که لابی کردن که باهنر از آن به عنوان قدرت اقناع سخن گفته، وجه دیگری جز این سرهم بندی‌های افراد گماشته شده در راهروهای مجلس برای کسب رای اعتماد بیشتر برای کاندیدای وزارت، ندارد.

به نظر می‌رسد مهندس باهنر که سرقفلی لابی کردن در ایران را دارد، باید هرچه زودتر نسبت به انحرافات رخ داده در مفهوم متعالی!لابی کردن از نگاه خودشان که گره خورده به امر به معروف و نهی از منکر است! واکنش نشان داده و این مفهوم دینی! را به ریل اصلی خود بازگردانند.

تجربه تلخ نزدیکی ایران به اروپا در دوران اصلاحات مقابل دیدگان دکتر روحانی

این روزها که دولت جدید مستقر شده و سعی در استقرار جهت‌گیری‌های خود در نهادها و سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها را دارد، عرصه سیاست خارجی بیش از گذشته به کانون توجه همگان تبدیل شده است. اعتدال‌گرایی دولت یازدهم که الیته هنوز خط و مرزهای آن از سوی دکتر روحانی تبیین نشده است، جهت سیاست خارجه ایران را به سوی غرب نشانه رفته است. تنش زدایی و روابط با اروپا و بررسی مذاکره و تعامل با آمریکا به شرط‌ها و شروط‌ها، اصلی‌ترین پیام‌های دستگاه خارجه ایران برای جهانیان است.

اما در این میان روابط ایران و انگلستان دوباره به بحث مهمی تبدیل شده است، بحثی که به نظر می‌رسد نهایتا عملیاتی نیز خواهد شد.

دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس چند روز قبل در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهور جدید ایران ابراز امیدواری کرده که انتخاب وی فرصت جدیدی برای بهبود روابط میان لندن و تهران باشد. کامرون در این نامه نوشته است: «تهران می‌تواند راه متفاوتی را در آینده انتخاب کرده و به دنبال بهبود روابط میان تهران و لندن باشد و هر دو طرف در این مسیر گام به گام پیش روند».

این پیام نتیجه پالس‌های مثبت دولت جدید به غرب است. اما آیا سابقه روابط ایران و اروپا در زمانی که سید محمد خاتمی که بسیار بیشتر از روحانی اهل تعامل و گفتگو بود، می‌تواند ما را به بهبود روابط ایران و اروپا امیدوار کند؟

برای بررسی این سوال، برخی تلاش‌ها و سرانجام آن‌ها در دولت اصلاحات برای برقراری روابط مستحکم با اروپا در ادامه می‌آید. لازم به ذکر است که در 21 فروردین 1376 یعنی در آخرین ماه‌های ریاست جمهوری هاشمی، کشورهای اروپایی سفرای خود را پس از رای دادگاه میکونوس که ماجرایی مفصل است، از ایران فراخوانده بودند و اوج تنش میان ابران و این کشورها حاکم بود.

با روی کار آمدم خاتمی در سال 1376 روابط ایران و اروپا گسترش یافت:

- لامبرتو دینی وزیرخارجه ایتالیا در اسفند 76 به تهران آمد.

- رومانو پرودی نخست وزیر وقت ایتالیا در اوایل تیر 76 به تهران آمد.

- اعضای هیئت تروئیکای اتحادیه اروپا برای آغاز مذاکرات فراگیر در اواخر تیر 77 به تهران آمدند.

- اوروردین وزیر خارجه فرانسه در مرداد 77 به تهران آمد.

- خاتمی در شهریور 77 و در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، قضیه سلمان رشدی را به توجه به ماهیت فقهی فتوای امام خمینی، تمام شده تلقی کرد.این فتوا سایه سنگینی بر روابط ایران و اروپا انداخته بود.

- در 4 شهریور 77 کمال خرازی وزیر خارجه ایران و همتای انگلیسی‌اش رابین کوک، بیانیه مشترکی با لحن و محتوای آشتی جویانه صادر کردند.

- خاتمی در اسفند 77 از ایتالیا دیدار کرد.

- خاتمی در اوایل آبان 78 به فرانسه رفت.

- خاتمی در تیر 79 به آلمان رفت.

- خاتمی در اسفند 80 به اتریش و یونان رفت.

- و ...

در همه این سال‌ها اگرچه ایران در پی توسعه روابط خود با اروپا بود و اروپایی‌ها هم در زمان‌هایی همراه ایران می‌شدند اما نوعی وادادگی از سوی دولت هفتم و هشتم به ریاست خاتمی به اروپایی‌ها مشاهده می‌شود. در نهایت وقتی ایران به اندازه کافی نیت خالصانه خود را برای توسعه روابط با اروپایی‌ها از هر راه ممکن نشان داده بود، آن‌ها بحث مبارزه با تروریسم و حقوق بشر و ... را بهانه کردند. از سال 1382 نیز در اثر آشکار شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، گفتگوهای فراگیر که حاصل تلاش‌های شبانه روزی وزارت خارجه دولت اصلاحات بود، جای خود را به گفتگوهای مشروط داد به گونه‌ای که اتحادیه اروپا در خرداد 82 با صدور بیانیه‌ای به صراحت بیان داشت که گفتگوی این اتحادیه با جمهوری اسلامی مشروط و منوط به اقدامات مثبت این کشور در حوزه‌‌های حقوق بشر، عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای و فرایند صلح اعراب و اسرائیل است. از این تاریخ به بعد دولت خاتمی در مسیر اعتماد سازی یک طرفه قرار گرفت و فوقع ما وقع ...

این‌ها تلاش 8 ساله خاتمی برای تنش زدایی با اروپایی‌ها بود که آخرش به شرط‌گذاری‌ آن‌ها برای ما تمام شد. هیچ کس مخالف این نیست که دولت جدید به ریاست دکتر روحانی به سمت اروپایی‌ها حرکت کند. این‌که ایران بتواند با آن‌ها روابطی مبتنی بر منافع ملی و عزت کشور داشته باشد بسیار مطلوب است. اما یک دغدغه است که در این میان بسیار آزار دهنده است و آن‌هم توصیه رهبری در جلسه با کارگزاران نظام در ماه رمضان امسال و احتمال نادیده گرفتن آن از سوی دولت جدید می‌باشد:«تعامل با دنیا به شرط فراموش نکردن سابقه خصومت کشورها با ایران»

اگر این توصیه مد نظر مردان سیاست خارجی دولت روحانی باشد، می‌شود به اروپا هم نزدیک شد بی‌ان‌که عزت کشور خدشه دار شود. و اگر این توصیه سرلوحه قرار نگرفت، همان بهتر که نامه دیوید کامرون به روحانی، برای همیشه بی‌پاسخ بماند.

منبع/شیرازه

چرا تنفیذ حكم ریاست جمهوری از وظایف رهبری است؟

حضرت امام رحمه‌الله در پاسخ به علت تنفیذ حكم ریاست جمهوری توسط ولی فقیه می‌فرمایند: چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولى امر باشد، اینجانب رأى ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهورى اسلامى ایران منصوب نمودم‌. [۱]

برای توضیح عبارت فوق باید به نكات ذیل توجه كرد:


یك. بشر در طول تاریخ چه از روی اضطرار و چه از باب ضرورت عقلی و چه از باب میل و طبع فطری خود به زندگی اجتماعی، عموماً زندگی جمعی را بر زندگی فردی ترجیح داده است. در زندگی اجتماعی تعارضات و اختلافات مردم یك امر طبیعی است. برای رفع این تعارضات و استقرار نظم و امنیت مطلوب در زندگی اجتماعی و ممانعت از هرج و مرج، هر جامعه‌ای نیازمند یك نهادی است كه قانونگذاری نماید و این قانون را در جامعه اجرا نماید و با متخلفین از قانون و اخلال‌كنندگان در نظم عمومی جامعه برخورد نماید. این نهاد همان حكومت است. بنابراین هر جامعه‌‌ای ضرورتاً نیازمند حكومت است.


دو. حكومت برای عملی‌كردن قوانین نیازمند الزام و اجبار است. به همین جهت هم امروزه در همه جای دنیا ابزارهای الزام‌آور مثل سازوكارهای اداری، جریمه، زندان و ... برای اجرای قانون و برخورد با متخلفین وجود دارد. استفاده از ابزارهای الزام‌آور نیازمند اختیار حكومت در تصرف در جان و مال مردم است. وقتی فردی با اختیار خود مالیاتش را نپرداخت و دولت اختیار داشت كه در این صورت اموال او را مسدود كند یا از اموال او برداشت كند، این فرد مجبور به پرداخت مالیات خواهد شد. بنابراین دولت نیازمند اختیار و اجازه تصرف در مال مردم است. همچنین اعمال مجازات‌هایی مثل زندان یا برخی قوانین جزایی نیازمند اجازه دولت در تصرف در جان مردم است. در همه حكومت‌های دنیا، همه عقلای عالم به طوركلی وجود چنین اختیاری برای دولت را پذیرفته‌اند و حكومت‌ها در چارچوب قانون چنین تصرفاتی را دارند.


سه. به رغم بدیهی بودن اصل حق تصرف حكومت در جان و مال مردم، اندیشمندان و نظام‌های مختلف سیاسی و حقوقی دنیا در این نكته اختلاف دارند كه چه كسی و بر اساس چه ضوابطی و تا چه حدی شایسته برخورداری از این گونه اختیارات است؟ و به تعبیر دیگر چه كسی حق چنین تصرفاتی را در چه چارچوبی دارد؟ این بحث در حقیقت سخن از حق حاكمیت حاكم است كه همان بحث مشروعیت حاكم و حكومت است. دیدگاه‌های مختلفی در معیار مشروعیت و به تعبیر دیگر این كه چه كسی حق چنین تصرفاتی را دارد، مطرح شده است. ما در این جا باید ببینیم از نگاه اسلامی و شیعی معیار مشروعیت حكومت چیست؟


چهار. از نگاه اسلامی انسان‌ها در حالت عادی برتری به یكدیگر ندارند و هیچكدام حق تصرف در جان و مال دیگری را ندارد. تنها كسی كه چنین اختیاری را دارد، خداوند متعال است چون خالق، مالك، ولی‌نعمت انسان و عالم به مصالح انسان است. در رساله‌های ولایت فقیه این مطلب به عنوان یك اصل پذیرفته شده تحت عنوان «اصل عدم ولایت» اشاره شده است.[۲] ولایت در نگاه اسلامی در عرصه سیاسی ـ اجتماعی به معنای همین حق تصرف است. بنابراین بعد از خداوند تنها كسی حق چنین تصرفاتی را دارد كه اجازه تصرف از طرف خداوند داشته باشد. بر اساس آیات مختلف قرآن[۳] و روایات معصومین (س)[۴] این ولایت از طرف خداوند به پیامبر (ص) و سپس به ائمه دوازده‌گانه (ع) و در زمان عدم دسترسی به آنها، به فقها داده شده است. بر همین اساس بسیاری از فقهای بزرگ مثل مرحوم ملااحمد نراقی، مرحوم صاحب جواهر، امام خمینی رحمه‌الله و ... معتقد بودند كه ولایت فقیه همان ولایت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله است و در عرصه حكومت و زمامداری همه اختیارات معصومین علیهم‌السلام را فقیه هم داراست.[۵]


پنج. با توجه به آنچه گذشت، معیار مشروعیت در نظام اسلامی، مشروعیت الهی است و حكومت مشروع الهی در اسلام، حكومت معصوم و در زمان غیبت، حكومت فقیه است. در مقابل حكومت مشروع حكومت‌های نامشروع یا غاصب وجود دارد كه در قرآن و روایات از حكومت نامشروع تعبیر به حكومت طاغوت شده است و از تبعیت از حكومت طاغوت نهی شده است: یُرِیدُونَ أَن یتَحَاكمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن یكفُرُواْ بِهِ [۶] بر اساس نظریه ولایت فقیه، ولی فقیه به عنوان حاكم مشروع اسلامی، برای اداره امور عمومی جامعه حق تصرف در جان و مال مردم را در چارچوب ضوابط شرعی و آن گونه كه خداوند تعیین كرده دارد و حكومت غیرفقیه، حكومت طاغوت است كه از تبعیت از آن نهی شده است.

شش. در نظام جمهوری اسلامی كه بر اساس قانون اساسی، حاكمیت و ولایت با فقیه است، حق تصرفات حكومتی با فقیه است. اما با توجه به تنوع و گستردگی‌ای كه امور عمومی جامعه دارد، حاكم اسلامی به تنهایی نمی‌تواند همه امور حكومت را خود به سامان برساند، لذا نیازمند افراد و نهادهایی است كه به عنوان كمك‌كار ایشان امور كشور را اداره نمایند. چنان كه در زمان حكومت معصومین علیهم‌السلام نیز افرادی از طرف آنها به عنوان والی یك منطقه یا قاضی و یا سفیر و ... انتخاب می‌شدند و با اجازه معصوم علیهم‌السلام اداره برخی از امور عمومی مسلمین را برعهده می‌‌گرفتند. امروزه نیز همانند گذشته بلكه به دلیل پیچیدگی‌ها و گستردگی‌های بیشتر حكومت‌های امروزی، حاكم جامعه اسلامی یعنی ولی فقیه نیازمند افراد یا نهادهایی است كه او را در امر حكومت یاری نمایند. بر همین اساس در قانون اساسی اداره امور جامعه زیر نظر ولی فقیه در قالب نهادهای مختلف تقسیم شده است كه سه نهاد كلان آن سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه هستند.

هفت. رییس‌جمهور به عنوان مسؤول امور اجرایی كشور و بالاترین مقام رسمی حكومتی بعد از ولی فقیه، برای اجرای بسیاری از قوانین و مقررات و اداره امور كشور نیازمند همان حق تصرف در جان و مال مردم است كه همه حكومت‌ها نیازمند آن هستند. اما همان طور كه گفتیم بر اساس آیات و روایات این حق تصرف فقط در اختیار معصوم و پس از آن در اختیار فقیه است و او یا باید خودش این تصرفات را انجام دهد و یا می‌تواند به شخصی به عنوان نماینده خود این اجازه تصرف را بدهد. لذا دلیل اصلی تنفیذ حكم ریاست جمهوری توسط رهبری اعطای اجازه برای تصرفات مذكور و یا همان حق تصرف به رییس جمهور است كه به خودی خود حق تصرف ندارد. چنان كه در امور قضایی هم ولی فقیه با تعیین رییس قوه قضاییه اداره امور حقوقی جامعه را به رییس قوه قضاییه می‌دهد. همچنین ولی فقیه با تعیین فقهای شورای نگهبان این اختیار را به فقهای شورای نگهبان داده كه بر قانونگذاری مجلس از لحاظ شرعی نظارت داشته باشند و بدون تأیید شورای نگهبان هیچگاه مصوبات مجلس رسمیت قانونی پیدا نخواهد كرد.

هشت. بنابراین تنفیذ ریاست جمهوری توسط ولی فقیه در حقیقت اعطای مشروعیت برای حاكمیت رییس جمهور بر امور اجرایی كشور است كه این مشروعیت بر اساس ادله قرآنی و روایی برای فقیه است. بر همین اساس حضرت امام رحمه‌الله در حكم تنفیذ ریاست جمهوری با اشاره به انتخاب ایشان توسط مردم می‌نویسند:
چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولى امر باشد، اینجانب رأى ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهورى اسلامى ایران منصوب نمودم‌.[۷]
همچنین با تنفیذ فقیه، حاكمیت رییس جمهوری كه فقیه نیست، دیگر مصداق حاكمیت طاغوت نیست، بر همین اساس هم حضرت امام می‌فرمایند: اگر نصب فقیه نباشد، طاغوت است.

نه. این نكته قابل ذكر است كه در بحث قوه قضاییه و شورای نگهبان، رهبری رییس قوه‌ی قضاییه و فقهای شورای نگهبان را نصب می‌كند، اما در ریاست جمهوری مردم انتخاب می‌كنند و ولی فقیه این انتخاب را تنفیذ می‌كند. چه فرقی بین نصب و تنفیذ وجود دارد؟ به نظر می‌رسد چه نصب و چه تنفیذ هردو اعطای مشروعیت و اجازه تصرف است اما این كه در ریاست جمهوری بعد از انتخاب مردم این اجازه صورت می‌گیرد،‌ به دلیل این است كه در نظام اسلامی مقبولیت مردمی یكی از شرایط اصلی تحقق حكومت است و این مقبولیت مردمی باید در انتخاب حاكمان و تصمیم‌گیری‌های حكومتی نمود داشته باشد و در قانون اساسی انتخابات ریاست‌جمهوری به عنوان بهترین فرصت برای تجلی مقبولیت مردمی یا مردم‌سالاری در نظام مردم‌سالاردینی پیش‌بینی شده است. لذا در ریاست جمهوری بر خلاف دو مورد دیگر به جای نصب مستقیم از طرف رهبری،‌ از تنفیذ منتخب مردم استفاده شده است كه هردو جهت اعطای مشروعیت است.
____________________________________________________

*** نویسنده: مهدی ابوطالبی

[۱] . صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۶۷.
[۲] . ر.ك: رساله عوائد الایام مرحوم نراقی، رساله ولایت فقیه مرحوم آقانجفی اصفهانی.
[۳] . نساء/۵۹: اطیعوالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منكم. مائده/۵۵: انما ولیكم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزكوه و هم راكعون. در این رابطه ر.ك: فتح الله نجارزادگان، بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت، ص ۲۱۴- ۷۳.
[۴] . مانند روایت مقبوله عمر بن حنظله، توقیع امام زمان (عج) به اسحاق بن یعقوب و ... برای اطلاع از این روایات ر.ك: امام خمینی، ولایت فقیه، ص ۱۱۴ ـ ۴۸.
[۵] . محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج ۲۱، ص ۳۹۷؛ امام خمینی، ولایت فقیه، ص ۱۷۲، صحیفه امام، ج۱۰، ص ۳۰۸.
[۶] . نساء/۶۰.
[۷] . صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۶۷.

ازدیاد نسل

پرگون-ابوالفضل رضائی/ سالها هنگامی که بحث در رابطه با نسل می شد این جمله در ذهن ما متبادر می شد: (فرزند کمتر زندگی بهتر).این جمله ای بود که در ذهن ما نقش بسته بود و همیشه این موضوع که باید فرزند کمتری داشت تا زندگی بهتری را داشته باشیم برای کلمه رشد جمعیت جلوی چشمانمان ظاهر می شد. ما که از نسل دهه شصتی ها هستیم به دلیل اینکه معمولا خانواده هایی پرجمعیت داشتیم خوشحال بودیم که جمعیت ایران رو به کاهش است و به اصطلاح این را یک افتخار می دانستیم که مثلا مانند کشور ژاپن که رشد جمعیتش 1 درصد است ماهم فوقش 1/5 درصد باشیم. یکی دیگر از دلایلی که کاهش رشد جمعیت باعث خوشحالی می شد بحث اشتغال بود که همه می خواستند جمعیت کم باشد تا نیروی کار نیز کمتر و در نتیجه کار بهتر و راحت تر پیدا شود. همه اینها چیزهایی بود که تا دو سال قبل شاید اکثریت مردم به آن فکر می کردند تا اینکه مقام معظم رهبری افق جدیدی را در جلوی دید مردم ایران باز کردند. ایشان در ماه مبارک رمضان سال گذشته به موضوع سیاست کنترل جمعیت اشاره و بر لزوم بازنگری در این سیاست تاکید کردند. این بحث در چند قالب قابل پیگری می باشد:
1- ازدیاد نسل در احادیث

در روایات اسلامی ما آمده است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « ازدواج کنید و نسل را زیاد کنید که من در قیامت در میان امم، به این امر مباهات می کنم» و این نشان می دهد که امت اسلامی نباید از تولید فرزند، ترسی داشته باشند و نسل اسلامی را گسترش دهند. کنار روایات زیادی که در زمینه ازدیاد نسل وجود دارد، روایاتی نیز موجود است که ما را به دقت در تعدد فرزند دعوت می کند و از ما خواسته شده است که در میزان فرزندان دقت کنیم تا آسوده خاطر زندگی کنیم.در حدیثی از امام علی (ع) در نهج البلاغه آمده است: « قله العیال احدالیسارین»؛ کمی عیال یکی از راحتی های انسان است و این نشان گر این است که اسلام از طرف دیگر به اقتصاد و آرامش انسان توجه کرده است، البته در خصوص این روایت آخر یک نکته قابل ذکر است که ديده شده بعضى از غير مطّلعين براى رجحان كاهش فرزند به این روايت استدلال كرده‏ اند ولی عيال در لغت عرب به معنى فرزند نيست؛ چه بسا فرزندانى كه نانخور انسان نيستند و چه بسا عائله ه‏ایى كه فرزند نمى‏باشند. عيال به معنى نانخور و در تحت عيلوله و مخارج انسان در آمدن است ، مانند خادم و خادمه و شاگردان كسب و غلام و كنيز و ميهمانان وارد بر انسان و تكفّل مخارج بسيارى از اقوام و محارم و زوجه و امثال این ها كه تحت مخارج و عيلوله انسان زيست مي كنند.جمع این روایات این گونه است که اسلام در عین توجه به ازدیاد نسل، از ما خواسته است که به تربیت صحیح آن توجه کنیم و این اساس اسلام در تولید نسل است.
2- ازدیاد نسل شیعه
پس از واقعه کربلا و در دوران ائمه پنجم و ششم شرایط به گونه ای بود که بیشتر بر علم و نهضت فکری تمرکز داشتند و در زمان امام هفتم (ع) به دلیل تقیه، شیعه در شرایط سخت آن روزگار و گرایش مردم به معاویه یا بنی عباس، نیاز بود نسل نوینی به وجود آید تا عراق را پوشش دهد، از این رو امام کاظم (ع) در شرایط مساعد عراق درپی این مهم برآمدند. سیاست تکثیر نسل دوراندیشی امام کاظم(ع) برای آینده اسلام بوده است تا فرزندانی از اهل بیت(ع) در عراق متولد شده و به ایران مهاجرت کنند و به گفته یکی از بزرگران (موالید متعدد موسی ابن جعفر(ع) سیاستی راهبردی بود برای تولد فرزندان مطهر از زنان پاکدامن تا در نتیجه آن نسل شیعه در ایران تکثیر شده و زمینه ظهور یکی از فرزندانشان یعنی امام خمینی(ره) برای مبارزه با طاغوت را فراهم کند و نهضتی الهام گرفته از آموزه‌های عترت را رقم بزند. اینها هیچ کدام اتفاقی نبوده و همه حساب شده است.)
امام هفتم شیعیان (ع) در مبارزه با نسل کشی شیعه در زمان هارون سیاست افزایش موالید را در پیش گرفتند. موضوعی که امروز رهبر معظم انقلاب نیز برای ازدیاد نسل شیعه بر آن تأکید دارند تا بتوان پاسخی کاربردی به جنایات وهابیت در دشمنی با شیعه داد.
3- افزایش نیروی کار
باید توجه داشت در موازنه قدرت، جمعیت موضوع تعیین کننده ای است که می‌تواند بازدارنده نیز باشد به عنوان مثال یکی از امتیازات چین جمعیت آن است که نیروی کار و اقتصاد بالنده را فراهم کرده است، زیرا وقتی نیروی کار افزایش بیابد، کارگر ارزان قیمت نیز افزایش یافته و در نتیجه آن تولید پررونق می‌شود.
افزون بر این، جمعیت زیاد به کشور شوکت و وجهه می‌بخشد و عدد و رقم آن دشمن را مرعوب و دوست را مجذوب می‌کند، از این رو است که در دنیای سیاست، نرخ جمعیت تأثیرگذار است.
به عنوان مثال قطر همواره به خاطر جمعیت کمش تحقیر می‌شود یا اینکه جمعیت بالای آمریکا از ضرایب قدرت آن به شمار می‌رود، البته در کنار کمیت باید کیفیت جمعیت را نیز در نظر داشت.
اکنون با سیاستی که در پیش گرفته شده بود و نرخ رشد جمعیت را پایین آورد کشور ما در حال پیر شدن است و نیروی کار پیر در آینده به درد یک کشور نمی خورد. انقلاب با نیروی جوانی سازگار است؛ کشور انقلابی ما با جمیعت پیر نمی تواند به اهداف برسد، خوشبختانه نسل جوان ما چه در عرصه‌های علمی چه عبادی، سیاسی و اقتصادی حرف نخست را می‌زند.
برای جمع بندی باید بگوییم که اگر بخواهیم از سیره ائمه (س) پیروی کنیم ایشان همواره به ازدیاد نسل شیعه تاکید کرده اند و همچنین باید بگوییم برای جهاد و انقلابی ماندن و داشتن شور انقلابی، ما به نسل جوان نیاز داریم، زیرا ماندن انقلاب در گرو حضور پرشور جوانان در صحنه است.

کشف نام خلیج فارس در حدیث پیامبر (ص)+سند

به گزارش شیرازه به نقل از شبکه خبر، جوان ایرانی ، سندی در اثبات حقانیت نام خلیج فارس کشف کرده که مقدس و معیاری برای سنجش افرادی است که خود را مسلمان و پیرو پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌دانند.

نیما صفا درگیری متولد سال 1366 و کارشناس ارشد حقوق است که تحقیقات و پژوهش‌های فراوانی در راستای کشف اسناد معتبر در اثبات حقانیت نام خلیج فارس از منابعی که به دست اعراب تالیف شده، کرده است.

این پژوهشگر خلیج فارس در تحقیقات خود، حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) کشف کرد که در آن نام "بحر فارس" از زبان مبارک پیامبر بزرگوار اسلام جاری شده است.

نیما صفا درگیری می گوید: بنده نسل پنجم از فرزندان شهید رئیس سبزعلی درگیری هستم که در منطقه جنوب کشور در مبارزه با اقدامات تجاوز کارانه حاکمان مسقط در عصر ناصری به شهادت رسید و علاقه شخصی بسیاری برای تحقیقات در راستای دفاع از حقانیت وطنم داشته ام.وی ادامه داد: خلیج فارس شناسنامه ایران و هر ایرانی است و به نظر من جعل نام خلیج فارس، بزرگترین جعل تاریخی 100 سال اخیر است که برای نشان دادن سابقه تاریخی خلیج فارس خودم را مکلف به اقدام ویژه در این باره کردم .

ادامه نوشته

ایران 3 - شیطان صفر

شیرازه، سجاد توکلی- نتیجه این همه پیروزی که این روزها همه را کیفور کرده، به هر که می خواهد مربوط باشد فرقی ندارد. مهم این است که ایرانی جماعت کبکش خروس می خواند.

وقتی ملت در ماراتون نفس گیر 24 خرداد دنیا را سه هیچ کرد و کاپیتان حریف (آمریکا) انگشت به دهن شد، مسلم است که خدا هم پشت سر هم به مردم ما حال می دهد! صعود به جام جهانی، پیروزی های دلچشب والیبالیست های غیور ایرانی، این ها عیدی های خداوندی است که فرموده ان تنصرالله ینصرکم! اگر یاری اش کنیم، هوایمان را دارد.

خودمانی که بخواهیم بگوئیم این است که این روزها ایران یکه تاز میدان است. حریف نداریم! فقط مائیم که به عشق نظام جمهوری اسلامی رکورد 73 درصدی مشارکت را ثبت می کنیم. گینس بنویسد یا ننویسد، خدا عالم است!

مائیم که در اوج غربت و تحریم ها و زمانی که همه دارند مثل بازی کره، مثل بازی والیبال با ایتالیا و کوبا، رقیب را تشویق می کنند، گل می کاریم و سنگ تمام می گذاریم. خاصیت ایرانی جماعت همین است! باید مثل گزارشگر والیبال که می گوید: «چه می کنه این امیر غفور»، گفت: چه می کنه این ملت غیور!

به هرحال هدایت و ارنج این تیم، کار هر کسی نیست. مربی می خواهد در سطح این تیم. امتی که تیم مجهز و آموزش دیده حریف را در مقابل میلیون ها بیننده در دنیا تحقیر می کند، ثابت کرده که قویترین و مقتدرترین مربی را دارد. مربی که امتش را خوب می شناسد و امت هم به او و حرف هایش ایمان دارند.

«آقای خاص» هم اینجا شاگردی می کند. «امت» به مربیگری «امام»، در تیم «مردم سالاری دینی» کولاک می کند. فجر سپاسی، تراکتور، پرسپولیس، استقلال، ابومسلم و ملوان شعبه های این باشگاه بزرگند. باشگاهی که سر درش با خط درشت نوشته اند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد». لذا هواداران هوا برشان ندارد!

تولید مستند 6 قسمتی از زندگی رهبری

پرویز شیخ‌طادی در گفت‌وگو با فارس در خصوص تولید مجموع مستندی در ارتباط با سیره زندگی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی گفت: تاریخچه تولید این مجموعه مستند برمی‌گردد به زمانی که یکی از شبکه‌های بیگانه در مورد زندگی حضرت آقا یک مستند ساخت و پس از دیدن آن من احساس کردم که جای خالی یک مرجع تصویری در ارتباط با ایشان خالی است و به همین دلیل احساس کردم باید کار اساسی در ارتباط با دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران انجام شود.

وی افزود: به همین دلیل ایده ساخت چنین مستندی را با مهدی فرجی مدیرشبکه یک مطرح کردم که ایشان از این پیشنهاد استقبال کرد اما به دلیل اینکه همان زمان یک گروه از لبنان مشغول ساخت مستندی در ارتباط با حضرت آقا بودن تولید این مجموعه را تا آگاهی از نتیجه این کار متوقف کردیم تا ببینیم نوع نگاه با گروه لبنانی چقدر متفاوت است که در نهایت مقرر شد این کار حتما ساخته شود.
ادامه نوشته